شنبه

 

 

آره، امروز شنبه است كه فقط يك هفته تا شروع امتحانات مانده است و ما مجبوريم  روز چهارشنبه هم كلاس برويم.

نمی‌دونم چرا برنامه كلاسهای دانشكده ما خيلی ناجور است و دانشجويان را اذيت می‌كنند، البته برای من فرقی نمی‌كنه چون بايستی تا روز چهارشنبه سر كار برم و تا ساعت ۴ بعد از ظهر سر كار باشم و حرف مديرم را گوش دهم. هر روز در راه خانه و كار سعی می‌كنم به برنامه‌های امتحانم فكر كنم. از خدا می‌خوام كه كمكم كنه تا اين ترم را هم يك جوری تمام كنم. خدا بزرگه تا ترم بعد. از اين قولهايی كه در آخر ترم هميشه می‌دم و ميگم ترم بعد اينجوری درس می‌خونم و كوه آرارات را فتح می‌كنم و ....

الهی به اميد تو.

 

/ 6 نظر / 18 بازدید
يگانه جو

عالی . . . عالی . . . تعالی . . . با چه فرمولی ؟

رها

به اين می گن درد مشترک

کفشهای مکاشفه

سلام با تشکر از بازديد و نظرتان موفقيت شما رادر امتحانات از خدای بزرگ خواستارم

گيويان

سلام. گاهی آدم فکر می کنه اين چه سختی هايی است که بايد تحمل کنه. بعدها به اين سختی ها به چشم خاطره نگاه می کنه و بعدتر از اين سختی ها به عنوان افتخارات خودش ياد می کنه! چه روزگار غريبی است! نه؟

عطرياس

آره والا قبل شروع ترم خيلی قولها به خودمون ميديم اما کو عمل؟!!!

اکرم

سلام مژگان گلم با جديت و پشتکاری که ازت ميشناسم مطمئنم اين ترم رو هم با موفقيت ميگذرونی. پيروز باشی