روزي زنبوري جرج را نيش زد،

جرج گفت: "" اگر در رختخواب مانده بودم، زنبور نيشم نمي‌زد.""

زنبوري فرد را نيش زد،

صداي نعره‌اش بلند شد كه "" چه كرده‌ام كه بايد به اين روز بيفتم؟""

زنبوري ليو را نيش زد،

گفت: "" امروز يك چيزي درباره زنبورها ياد گرفتم!"" 31.gif

/ 25 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشيد

درد درد من خاموشی ا ست درد من تنها ئی است درد ويران شدن دهكده خوب من ا ست درد آواره گی بوته كن است از سر گريه ا گر نامش را ا ز سر ناله اگر نامش را باز گيری غم و سودای دل تنگ منست همه آواز من است همه آ هنگ منست گريه ا م از سر سردابه ده ميايد ناله ام بوی شهادت ميدهد بوی كافور وفا بوی تنهائی و عشق با من از حلقه ميخانه ميا با من از گرمی پيمانه مگو آ ه ويران شدن پيتو جای آه تر مرگی سنگردی خوان آه شهنامه خوانی آه سر چشمه خشكيده اطرافگران آه ان همسفران farshid_bahal1'''''''''''''''''''' ideman dar yahoo

با عرض سلام من هم اين عيد خجسته را بر شما و خانوده گرامي شما تبريک عرض می نمايم با ارزوی موفقيت برای شما دوست عزيز

زارعی

با عرض سلام من هم اين عيد خجسته را بر شما و خانوده گرامي شما تبريک عرض می نمايم با ارزوی موفقيت برای شما دوست عزيز

حسین

دوست نادیده عزیز: مبعث بر شما و خانواده محترم نیز خجسته باد!

واثقی

سلام از ابراز لطف و محبتتان سپاسگزارم.

معصومه

سلام بر مژگان مهربان و صميمی مژگان جان هميشه لطفت شامل حال من می شود ممنونم راستی ليو چی ياد گرفت؟!!!!!!!!!!!!![

فريبا

سلام بر مژگان عزيز ما بی غمان مست دل از دست داده ايم همراز عشق و همنفس جام باده ايم

فريبا

سلام مژگان خانم ما بيغمان مست دل از دست داده ايم همراز عشق و همنفس جام باده ايم

واثقی

سلام. يه سر به ما بزنيد.لينک مارو هم به بقيه بچه ها بدين. ممنوم.

رها