Gözler kalbin aynasıdır

Gönül bir aşk yuvasıdır,

Ümit aşkın rüyasıdır.

Seviyorsan hayır deme

Gözler kalbin aynasıdır.

 

Gözler kalbin aynasıdır.

Yalan nedir bilmez onlar.

Siyah, mavi, yeşil olsun

Aşkı inkar etmez onlar.

 

Şiir gibi,  roman gibi

Okuyorum ben aşkını.

Öylece bak gözlerime,

Çevirme hiç bakışını.

 

Gözler kalbin aynasıdır.

Yalan nedir bilmez onlar.

Siyah, mavi, yeşil olsun

Aşkı inkar etmez onlar.

 

Yağmur gibi damla damla

Seven gözler konuşurlar.

Gözden kalbe bir yol gider,

Ayrılanlar kavuşurlar.

 

Gözler kalbin aynasıdır.

Yalan nedir bilmez onlar.

Siyah, mavi, yeşil olsun

Aşkı inkar etmez onlar.

 

قلب (دل) لانه/ خانه عشق است

امید رویای عشق است

اگر دوست داری( عشق می ورزی) نه نگو

چشم ها آیینه قلب (دل)هستند

 

چشمها آیینه قلب (دل)هستند

دروغ چیه! آنها(چشمها) نمی دانند

به هر رنگی( سیاه، آبی، سبز ) که باشند

آنها(چشمها) عشق را انکار نمیکنند

 

همچون شعر، همچون رمان

عشقم را میخوانم(بازگو میکنم)

همانطور به چشمانم نگاه کن

نگاهت را هرگز بر نگردان

 

چشمها آیینه قلب (دل)هستند

دروغ چیه! آنها(چشمها) نمی دانند

به هر رنگی( سیاه، آبی، سبز ) که باشند

آنها(چشمها) عشق را انکار نمیکنند

 

همچون قطره‌های باران

چشمهای عاشق حرف می‌زنند

یک راهی از چشم تا دل کشیده شده

آنهایی که جدا شده‌اند، دوباره به هم می‌رسند

 

چشمها آیینه قلب (دل)هستند

دروغ چیه! آنها(چشمها) نمی دانند

به هر رنگی( سیاه، آبی، سبز ) که باشند

آنها(چشمها) عشق را انکار نمیکنند

 

 

/ 2 نظر / 22 بازدید
حسن

سلام خيلي گشتم تا وبلاگتان را پيدا كنم و جواب سوالتان را در مورد داستان مولانا بدهم. اين گشتن هم خالي از لطف نبود و باعث شد تا به وبلاگ خيلي از دوستان قديمي هم سر بزنم. بعضي ها هم كلا عطايش را به لقا بخشيده اند يا پست ها خيلي قديمي است و سالي يك بار آپ مي شوند. به هر حال از اين كه ديدم سركار هنوز گاهي آهي مي كشيد، خوشحال شدم. و اما داستان مولانا ... اينجا جا نمي شود؛ در كامنت بعدي بخوانيدش.

حسن

داستان تصوير گران رومي و چيني از تصويرگران چيني و رومي دعوت مي كنند كه در دو ديوار مقابل هم كه با پرده اي از هم جدا شده اند، تصوير زيبا كشيده تا آنها را به رقابت با هم بگذارند. چند روز طول مي كشد تا كار تصويرگران به پايان برسد. پرده كنار مي رود و تصويري كه چيني ها روي ديوارشان كشيده اند، چشم ها را خيره مي كند. اما انعكاس همان تصوير روي ديواري كه رومي ها فقط سيقلش داده بودند، زيباتر جلوه مي كند. در آن تصوير تبليغي هم كه در وبلاگ حقير ديديد، انعكاس نور لامپ از طريق زمين، سقف را روشن تر كرده بود. كمي سركار مي گذاشت، اما ارزشش را داشت. موفق باشيد.