تولدت مبارک!‌

یعنی تولدم مبارک. birthday_card.jpgآره با خودم بودم شاید درست نباشه که خودم به خودم تبریک بگم نه؟

امروز ۲۰ خرداد هست و روز به دنیا آمدنم.

خدای من- ۳۲ سال از عمرم گذشت.

راستش میخواستم قبل از هر چیز از خدا تشکر کنم و بگم خدایا تو را سپاس میگویم و شکرگزار همه نعمتهایت بودم- هستم و خواهم بود. و بعد ازش بخوام که در این عمر باقی مانده بهم عمر باعزت ببخشه و کمکم کنه که بتوانم براش بنده خوب و مفیدی باشم. امیدوارم.

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسين

سلام خانم گوزل زاده عزيز من هم به سهم خود تولد شما را تبريک گفته، برایتان آرزوی سلامتی، سعادت، و بهروزی می کنم. پاينده باشيد حسين

مهکام

سلام تولدت مبارک خواهر گلم تولدت مبارررررررررررک. مژگان عزيزم برايت ارزوی سلامتی وشادکامی وبهروزی از خدای متعال خواستارم اين ۳۲سال زندگی را که با تمام فداکاری ها وتلاشها گذرانده ای و وجودت افتخار خانواده وجامعه بوده .امید ان دارم که بقیه عمرت هم را به همین منوال با عزت وافتخار وسربلندی طی کنی . دوستت دارم ومی بوسمت ودعا می کنم که امتحانات را هم به خوبی بگذرانی. دوستدار شما وخواهر کوچک شما مهکام

mm312

سلام. تبريک ميگم. ايشالا ۳۲۰ ساله باشی و عمری توام با سعادت و سلامتی کنی.

رضا

تولدتون مبارک/ عنوان جلبی برای وبلاگت انتخاب کرديد/ منتظر نوشته ی خوبت هستم/ ممنونم که سر زديد/

حسین سرفراز

گرچه نمی توان رنج تولد را نادیده گرفت اما من به شما تبریک می گویم...

ژاله

قبلا گفنه باشم منظورم از جهان همین خردو ریزهای ارزان زندگی ست. و من جهان را به روشنی ، به رویا، به راه می خواهم آدمی را به عیش ، علاقه ، آسودگی . به روزم

شكيب

خاركش پيري با دلق درشت پشته خار همي برد به پشت لنگ لنگان قدمي بر مي‌داشت هر قدم دانه شكري مي‌كاشت كاي فرازنده اين چرخ بلند وي نوازنده دلهاي نژند كنم از جيب نظر تا دامن چه عزيزي كه نكردي با من در دولت به رخم بگشادي تاج عزت به سرم بنهادي حد من نيست ثنايت گفتن گوهر شكر عطايت سفتن نوجواني به جواني مغرور رخش پندار همي راند ز دور خار بر پشت زني زينسان گام عزتت چيست؟ عزيزيت كدام؟ پير گفتا كه چه عزت زين به كه نيم بر دو تو بالين نه شكر گويم كه مرا خوار نساخت به خسي چون تو گرفتار نساخت به ره حرص شتابنده نكرد به در شاه و گدا بنده نكرد داد با اينهمه افتادگي‌ام عز و آزادي و آزادگي‌ام تولد شما و وبلاگتان مبارك. هديه من اين شعر بود كه از حفظ نوشتم.

شكيب

يك بيت را الان يادم آمد: نوجواني به جواني مغرور رخش پندار همر راند ز دور آمد آن شكر گزاريش به گوش گفت كاي پير خرفت گشته، خموش ...

شكيب

معذرت مي‌خواهم. يك از بيت‌ها ايراد تايپي دارد: پير گفتا كه چه عزت زين به كه نيم بر در تو بالين نه

عطر ياس

از اينکه دير به وبلاگت سر زدم شرمنده ام. تولدت مبارک(انشاا...تاخير مرا می بخشيد)