به یاد سعدی بزرگ، یادش همیشه سبز
ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ٢ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

روز وداع یاران

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران            

کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

هر کاو شراب فُرقت روزی چشیده باشد    

داند که سخت باشد قطع امیدواران

با ساربان بگویید احوال آب چشمم          

تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت

گریان چو در قیامت، چشم گناهکاران

ای صبح شب‌نشینان جانم به طاقت آمد

از بس که دیر ماندی چون شام روزه‌داران

چندین که برشمردم از ماجرای عشقت

اندوه دل نگفتم الّا یک از هزاران

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل

بیرون نمی‌توان کرد الّا به روزگاران

چندت کنم حکایت، شرح این قَََدَر کفایت

باقی نمی‌توان گفت الّا به غمگساران          (سعدی)