ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۸ خرداد ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

درد و لذت - ( جبران خليل جبران )

 

صدفی به صدف همسايه گفت:" درد شديد دارم. چيزی سنگين و گرد در درونم رنجم می‏دهد."

صدف ديگر با حالتی حق به جانب جواب داد:" آسمان و دريا را سپاس می‏گويم، من دردی در درون خويش ندارم، در درون و بيرون حالم خوب است و سلامتم."

در همان زمان خرچنگی از آن حوالی عبور می‏کرد، حرف‏های آنها را شنيد و به صدفی که هم در درون و هم در بيرون خوب و سلامت بود گفت:"

                      بلی، تو سالم و سلامتی؛ اما دردی که همسايه‏ات را رنج می‏دهد مرواريدی است به غايت زيبا.؛