Job Satisfaction
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

 

در بحث رضايت از شغل عواملی وجود دارد که در ايجاد رضايت و عدم رضايت نقش دارند و اينک به ارايه اين مقوله می‏پردازم:   

عوامل مؤثر بر رضايت شغلی:

مطالعات مختلف در زمينه رضايت شغلی نشان می‏دهد که متغيرهای زيادی با رضايت شغلی مرتبط است که اين متغيرها در 4 گروه قابل طبقه‏بندی است:

۱)       عوامل سازمانی

۲)      عوامل محيطی

۳)      ماهيت کار

۴)      عوامل فردی

1) عوامل سازماني: بعضي از عوامل سازماني كه منبع رضايت شغلي هستند عبارتند از:

الف) حقوق و دستمزد: مطالعات "لاك" نشان مي‏دهد كه حقوق و دستمزد يك عامل تعيين‏كننده رضايت شغلي است. بويژه زمانيكه از ديدگاه كارمند اين پرداخت منصفانه و عادلانه باشد.

ب) ترفيعات:ترفيعات شامل تغيير مثبت در حقوق (حقوق بالاتر)، چالش كاري بيشتر، مسئوليت بيشتر و آزادي در تصميم‏گيري است. بعلت اينكه ارتقاء ميزان ارزش فرد را براي سازمان نشان مي‏دهد (بويژه در سطوح عالي‏تر)، ترفيع فرد منجر به افزايش روحيه وي مي‏گردد. 

ج) خط مشي‏هاي سازماني: ساختار ديوانسالارانه براي فردي كه داراي سبك رهبري دموكراسي است، مناسب نيست. علاوه بر آن خط مشي‏هاي سازماني نيز در رضايت شغلي تأثير مي‏گذارد. خط مشي‏هاي غيرمنعطف باعث برانگيختن احساسات منفي شغلي مي‏شود و خط مشي منعطف باعث رضايت شغلي مي شود. 

2) عوامل محيطي: عوامل محيطي كار شامل موارد زير است:

الف) سبك سرپرستي: هر جا كه سرپرستان با كاركنان, رفتاري حمايتي و دوستانه داشته اند، رضايت شغلي نيز زياد بوده است. 

ب) گروه كاري: اندازه گروه و كيفيت ارتباطات متقابل شخصي در گروه، نقش مهمي در خشنودي كاركنان دارد. هر چه گروه كاري بزرگتر باشد رضايت شغلي نيز كاهش مي‏يابد. زيرا ارتباطات متقابل شخصي ضعيفتر شده و احساس همبستگي كم رنگ‏تر و در نهايت شناخت تمامي افراد مشكل مي‏شود.

ج) شرايط کاری: هر چه شرايط كاري مطلوبتر باشد باعث رضايت شغلي مي‏شود، چرا كه در شرايط كاري مطلوب، آرامش فيزيكي و رواني بهتري براي فرد فراهم می‏شود.

3) ماهيت كار: كار به خودي خود نقش مهمي در تعيين سطح رضايت شغلي دارد. محتواي شغل داراي دو جنبه است: يكي محدوده شغل است كه شامل ميزان مسئوليت، اقدامات كاري و بازخور است. هر چه اين عوامل وسيعتر باشد باعث افزايش حيطه شغلي مي‏شود كه آن نيز به نوبه خود رضايت شغلي را فراهم مي‏آورد. دومين جنبه عبارتست از تنوع كاری. تحقيقات نشان مي‏دهد كه تنوع كاري متوسط موثرتر است. تنوع وسيع باعث ابهام و استرس مي‏شود و از طرف ديگر تنوع كم نيز باعث يكنواختي و خستگي مي‏شود كه منجر به عدم رضايت شغلي مي‏گردد. ابهام در نقش و تضاد در نقش همواره از سوي كاركنان مورد اجتناب قرار گرفته است. زيرا اگر كاركنان كاري كه انجام مي‏دهند و انتظاري كه از آنها مي‏رود را نشناسند، موجبات ناخشنودي آنها فراهم مي‏گردد.

4) عوامل فردي: در حالي كه محيط بيروني سازمان و ماهيت شغل عوامل تعيين‏کننده در رضايت شغلي هستند، صفات و ويژگيهاي فرد نيز نقش مهمي در آن دارد. افرادي كه بطور كلي داراي نگرش منفي هستند، هميشه از هر چيزي كه مربوط به شغل است شكايت دارند. مهم اين نيست كه شغل چگونه است، آنها همواره بدنبال بهانه‏اي مي‏گردند تا به گله و شكايت بپردازند. سن، ارشديت و سابقه، تأثير قابل ملاحظه‏اي بر رضايت شغلي دارند. كاركناني كه داراي سن بالا و سابقه زياد در سازمان هستند، انتظار دارند كه رضايت بيشتري از شغل خود داشته باشند. همچنين بعضي صفات مشخصه شخصيتي طوري است كه باعث افزايش رضايت شغلي مي‏شود. بعلاوه مي‏توان اينطور نتيجه گرفت افرادي كه در سلسله مراتب نيازهاي مازلو در سطح بالاتري قرار دارند، رضايت شغلي بيشتري خواهند داشت.

 ....continued