ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱٢ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

شعر زیر اثر استاد کسرایی هست که یکی از دوستان نوشته بودند، بسیار زیباست...

تو قامت بلند تمنایی ای درخت
همواره خفته است در آغوشت آسمان
بالایی ای درخت
دستت پر از ستاره و چشمت پر از بهار
زیبایی ای درخت!
وقتی که بادها
در برگ‌های در هم تو لانه می کنند
وقتی که بادها
گیسوی سبزفام تو را شانه می‌کنند
غوغایی ای درخت!
وقتی که چنگ وحشی باران گشوده است
در بزم سرد او
خنیانگر غمین خوش آوایی ای درخت!
در زیر پای تو
اینجا شب است و شب‌زدگانی که چشمشان
صبحی ندیده است
تو روز را کجا
خورشید را کجا
در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت!
چون با هزار رشته تو با جان خاکیان
پیوند می کنی
پروا مکن ز رعد
پروا مکن ز برق
که بر جایی ای درخت!
سر بر کش ای رمیده که همچون امید ما
با مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت!