عید مبارک
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ٧ فروردین ۱۳٩٦  کلمات کلیدی:

نوروز 1396 مبارک باد


 
بهترین و معروفترین شعر شیخ بهایی
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۸ دی ۱۳٩٥  کلمات کلیدی:

همه روز روزه بودن،‌ همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابر، همه اعتکاف جستن

ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

شب جمعه‌ها نخفتن،‌ به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن

به خدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد

که به روی ناامیدی در بسته باز کردن


 
پدیده ایده دزدی
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳٩٥  کلمات کلیدی:

امروز مطلبی در تلگرام دیدم: "استفاده مدیر از ایده کارمند" 

" مدیری که ایده های دیگران را به نام خود استفاده می‏کند، کارمندانی دارد که: بهترین ایده ها و راهکارهای کلیدی موفقیت سازمانی را از او پنهان میکنند"

شاید اصطلاح ایده دزدی که من به کار بردم خوب نباشد ولی آیا به نظر شما استفاده از ایده دیگران، به این معنی نیست که یک نوعی دزدی اتفاق افتاده؟؟؟ 

متأسفانه در سازمانهای دولتی اتفاق می افتد و خیلی راحت ایده و نظر کارمندان را مدیران باهوش به نام خودشان ثبت میکنند و خیلی دردآور است. چگونه یک مدیری که ادعای درستکاری میکند و ایده دزدی میکند؟؟؟ 


 
عید مبارک
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۸ فروردین ۱۳٩٥  کلمات کلیدی:


 
خطا یا سادگی
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

دلهای پاک هرگز خطا نمی‏کنند، فقط سادگی میکنند

و امروز سادگی بزرگ ترین خطای انسان است!


 
پنج صفت مداد
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ٢٢ تیر ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟
پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم! می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام.
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دست بیاوری برای تمام عمر به آرامش می رسی؛


صفت اول: می توانی کارهای بزرگ انجام دهی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. این دست، خداست که همیشه تو را در مسیر اراده اش حرکت می دهد.

صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود و اثری که از خود به جای می گذارد ظریف تر و باریک تر. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی که باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست. در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، تصحیح خطا مهم است.

صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جای می گذارد. هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جای می گذارد. پس سعی کن نسبت به هر کار میکنی، هشیار باشی وبدانی چه می کنی.

 


 
روز مبارزه با سلاح های شیمیایی و میکروبی- سالروز بمباران شیمیایی سردشت
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ٩ تیر ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

هشتم تیر به عنوان روز مبارزه با سلاح های شیمیایی و میکروبی نامگذاری شده است، دیدن این مناسبت دوباره فکرم را مشغول میکند و به یاد پستی میفتم که هفت سال قبل در وبلاگم گذاشته بودم و این موضوع که " چرا و چرا سلاح شیمیایی و جنگ؟؟؟؟" قلبم را آزرده خاطر میکند و افسوس میخورم که چرا سلاح و جنگ و نه صلح؟؟؟؟

" ای کاش، ای کاش، همواره صلح و دوستی بود!!!!!

 
  ساعت ۱:٢۵ ‎ق.ظ روز ۸ تیر ۱۳۸٧   
 

امروز که تقویم را ورق می‌زدم دیدم مناسبتی ثبت شده است به‌نام روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی!!!!!!!

وقتی دیدم ناگهان به‌یاد موضوع انشای خودم در کلاس اول یا دوم راهنمایی (سال‌های 65-66) افتادم.

موضوع انشای من این بود: " انسان با دست خود، ‌خود را به کشتن می‌دهد."

آن موقع درک این جمله برای من سخت بود که مگه میشه انسان هم با دست خودش، خودش را به کشتن بده؟؟؟!!!! از پدرم سؤال کردم که من نمی‌فهمم و نمی‌دانم که چه باید بنویسم؟ چون بابا بهم اولتیماتوم داده بودند و گفته بودند دیگه از این به‌بعد باید انشاهایم را خودم بنویسم!!!!! دو موضوع ذهنم را مشغول کرده بود: 1- باید خودم انشا بنویسم؟ 2- موضوع انشایی که فهم آن برام سخت و دشوار بود؟

از بابا سؤال کردم که مگه چنین چیزی ممکنه؟ پدرم به من توضیح دادند که بلی انسان با دست خود،‌ خود را به کشتن می‌دهد. بهم گفتند: این همه اسلحه، بمب، بمباران، همه و همه ساخته دست انسان هست و این یعنی اینکه همین انسان با دست خودش، خود را به کشتن می‌دهد. در آن روز بود که من از دنیای خیالی و آرام خود بیرون آمدم و تمام ذهنم را مشغول نوشتن انشایم گذاشتم و امروز با دیدن این مناسبت به یاد موضوع انشایم افتادم.... ولی ای کاش دست این انسان برای ساختن اسلحه، بمب و .... ناتوان بود. ای کاش همیشه صلح بود و جنگ نبود....

کودکان بی‌گناه و مظلومی که به دنیا آمده‌اند و سهمشان از این دنیا این است که به دست این آدم‌ها کشته بشوند، خیلی دردناک است که صحنه‌های دلخراش را ببینیم و نتوانیم کاری بکنیم....

آیا کسی به فکر این‌ کودکان مظلوم و بی گناه است؟

 " مظلومیت کودکان بی گناه شهر سردشت و مقاومت مردمانش قابل احترام است و هرگز فراموش شدنی نیست"


 
تولد روز خودم مبارک!
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٠ خرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

روز تولدم مبارک!

امروز تولد چهل سالگیم هست!!

ممنون از آنهایی که روز تولدم را تبریک گفتند و مرا شاد کردند!

خدایا شکرت که فرصتی را دادی که دوباره متولد بشم!

امیدوارم که از سر تقصیراتم بگذری!

خدایا شکر و سپاس به خاطر تمام مهربانی هایت!

بنده کوچکت، مژگان


 
ای کاش ای کاش
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

-  دردناک ترین واقعیت این است که ببینی آدم ها برای پذیرش نفرت و  جدایی آماده ترند تا برای قبول دوستی و نزدیکی!  

-  این که حس کنی در رابطه‌ها بوی بی اعتمادی و ناباوری به مشام ات می‌خورد، نشانه‌ی سقوط ارزش‌هاست!

- این که شاهد باشی تخم یأس و بدبینی همه جا کاشته می‌شود، دلهره‌آور است و باعث می‌شود که کم کم بفهمی چرا  پراکنده‌ایم!

ای کاش ....

- کم تر شکایت می‌کردیم و بیشتر گوش می‌دادیم!

- در انتقاد کردن منصف و در پذیرش انتقاد، سخاوت‌مند بودیم!

-  بهانه‌جویی‌ها را کنار می‌گذاشتیم و در به در، دنبال محبت می‌گشتیم!

-  پیش‌فرض‌ها و غرض‌ورزی‌ها جایشان را می‌دادند به دل پاکی‌ها و گذشت‌ها!

-  راه بغض را می‌بستیم و پا می‌گذاشتیم در جاده‌ی لبخند!

-  رسم مثبت‌اندیشی پیشه می‌کردیم!

ای کاش....

-         حرمت‌های انسانی را زیر پا نمی‌ذاشتیم!

-         نفرت را با عشق جایگزین می‌کردیم!

-         همه‌خواهی را جایگزین  خودخواهی می‌کردیم!

-         در ابراز علاقه منت نمی‌ذاشتیم!

-         ای کاش و ای کاش همه چی واقعی بود!!!!!!!!!!!!!!!

 

 


 
پست رسانه
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ٢۳ دی ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

راه اندازی نخستین رسانه ارایه خدمات بازاریابی، تبلیغات و روابط عمومی کشور با عنوان «پست رسانه»

 
شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)- مدیر عامل شبکه تبلیغات ایران (شَتا) از راه اندازی نخستین و جامع ترین رسانه ارایه خدمات بازاریابی، تبلیغات و روابط عمومی کشور با عنوان »;پست رسانه«; خبر داد.4 Ways to Go Beyond the Press Release in a Post Panda World image panda bear 1113tm pic 106 300x199

حامد جمالی با بیان این مطلب که، بهره برداری از این خدمات براساس توافق با شرکت پست جمهوری اسلامی ایران توسط کانون تبلیغاتی »;آسا نگار«; با برند »;پست رسانه«; صورت می پذیرد، افزود: »; این رسانه با داشتن بانک اطلاعاتی کد پستی 10 رقمی کلیه افراد، اصناف و مشاغل امکان ارسال هر گونه بسته ای را شامل بسته -های اطلاع رسانی، تبلیغاتی، بازاریابی و نظر سنجی به کد پستی گروه¬های هدف میسر خواهد نمود. ضمناً از سایر خدمات این رسانه می توان به ارسال هر گونه بسته¬ای به دریافت کنندگان گذرنامه، کارت خودرو، سند ملکی، سند موبایل و امکان چاپ و رونمایی تمبر برای برند¬ها و سازمان¬ها اشاره نمود «;

وی با اشاره به این مطلب که باید تحولی در ساختار شبکه های اطلاع رسانی، تبلیغاتی و بازاریابی کشور ایجاد نمود گفت، از 25 دی ماه فعالیت رسمی این رسانه در کشور آغاز خواهد شد و به زودی در کلیه استان¬ها نمایندگی »;پست رسانه«; دایر خواهد شد.

حامد جمالی در پایان اظهار امیدواری کرد به پشتوانه اعتماد و اعتبار شرکت پست به زودی این رسانه موثرترین و کم هزینه ترین رسانه کشور قلمداد می گردد.

 

 


 
شگرد‌هایی برای محبوب‌ترین رئیس دنیا شدن
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۱ آبان ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:
مطلب زیر برگرفته از سایت modir.ir هست که منبع اصلی از دنیای اقتصاد بوده است، مطلب جالب بود و خواستم در وبلاگم منتشر کنم. نتیجه ای که از این مطلب میشه گرفت این هست که این شگردها در مبحث ارتباطات انسانی خیلی مهم هست و در یک رابطه دوسویه یا چند سویه بین افراد مختلف نقش مؤثری دارد. پس در یک جمله " شگردهایی برای ایجاد محبوبترین رابطه در دنیای ارتباطات"

وقتی رئیس یک شرکت در عصر آخرین روز کاری هفته، داخل شرکت با عصبانیت می‌گوید از افزایش حقوق دیگر خبری نیست؛ نباید انتظار داشته باشیم که کارمندانش او را دوست داشته باشند. شاید محبوب بودن رئیس، از پیش‌نیاز‌های اصلی رسیدن به موفقیت یک شرکت نباشد. ولی به خاطر داشته باشید که تلاش‌هایی که برای محبوبیت می‌کنید، هیچ هزینه‌ای برای شما و شرکتتان ندارد. در یکی از تحقیقات انجام شده توسط شرکت تیپ تاپ جاب (TipTopJob)، اعداد و ارقام نشان می‌دهد 86 درصد از کارکنان معتقدند که اخلاق خوب رئیسشان، برای آنها ایجاد انگیزه کرده و کیفیت کارشان را افزایش داده است. حال اگر می‌خواهید رئیس محبوب شرکت خود باشید، نکته‌های زیر را فراموش نکنید.

صمیمیت خرج کنید
آیا شما اسم تمام کارمندانتان را می‌دانید؟! مدیرانی که کمتر از 100 کارمند زیر دستشان مشغول به کارند، باید بتوانند تمام کارکنانشان را به اسم صدا کنند. اگر در راهرو یا آسانسور یکی از کارمندانتان را دیدید، با یک سلام خشک و خالی از کنار آنها رد نشوید. یک حال و احوالپرسی کوتاه، ولی گرم و صمیمی، نشان از احترامی است که شما برای کارمندتان قائل هستید. این کار باعث می‌شود تا آنها احساس کنند، تلاششان به عنوان یک انسان پرکار دیده می‌شود و مطمئنا این جمله انرژی روز آنها را تامین می‌کند. مارین پوند که از مدرسان کسب‌وکار است، دوره‌ای را در یکی از شرکت‌های تولیدکننده نرم‌افزار‌های شبیه‌ساز سپری کرده است. او رئیس خود را در آن دوره، به عنوان یک مدیر محبوب این‌گونه توصیف می‌کند:
«او بسیار دوست‌داشتنی و خودمانی بود. همیشه و مرتب، به کارمندانش سر می‌زد و برای آنها برنامه کاری مشخص می‌کرد. بسیار منطقی بود و همیشه دو طرف را در نظر می‌گرفت تا هم سود شرکت دیده شود و هم کارمندانش تحت فشار قرار نگیرند.»


انعطاف کاری داشته باشید
همان اندازه که زندگی کاری برای یک فرد اهمیت دارد، زندگی شخصی او هم مهم است. تمام کسانی که برای شما کار می‌کنند، خانواده، زندگی و هزاران دردسر دیگر بیرون از کار دارند. ترافیک‌های سنگین، هوای بد، مشکلات خانوادگی و قسط‌های عقب‌مانده از جمله مشکلات خیلی از کارمندان است. این موارد و خیلی از مواردی که نمی‌توانید پیش‌بینی کنید را نادیده نگیرید. در رابطه با برخی مسائل می‌توانید با انعطاف بیشتری عمل کنید. ابعاد دیگر زندگی‌ کارمندانتان را هم در نظر بگیرید.


خودمانی باشید
یکی از عواملی که تاثیر بسزایی بر روحیه کارکنان دارد، این است که شما نیز به‌عنوان مدیر شرکت «آستین بالا بزنید»! بعضی مواقع کارکنانتان باید ببینند که شما هم مانند آنها کار می‌کنید و برای مسائل کوچک کاری دل می‌سوزانید. اگر دوش به دوش کارمندتان کار کنید، انگیزه آنها هم برای کار بیشتر می‌شود. به‌علاوه، این کار باعث می‌شود تا شما از کاری که باید از کارمندتان انتظار داشته باشید درک بهتری به دست آورید. 


مهربانی فراموش نشود!
یک مرور منصفانه بر عملکرد خود نسبت به دیگران داشته باشید. چقدر به آنها اهمیت می‌دهید؟ هم در روزهای خوب و هم در روزهای سخت؟ وجود احترام در محیط کاری بستر مناسبی برای علاقه‌مند شدن کارمند به‌کار و همچنین وفاداری او به‌کار می‌شود. برای یک شرکت تولیدی، هدف سود بیشتر است. هر چه محصولات با کیفیت‌تر و در نتیجه آن فروش بیشتر شود، هدف شرکت بیشتر ارضا می‌شود. ولی یادتان نرود که کارمندانتان نمی‌توانند همیشه در بهترین شرایط عملکردی خود باشند. هر کسی روزهای خوب و بد دارد. شما نباید از کارمندتان انتظار داشته باشید که همیشه در اوج آمادگی خود باشند. همان‌طور که خود شما نمی‌توانید. در اوضاع بد، به‌جای طعنه زدن در کنار کارمندتان بوده و دوست او باشید تا هم مشکل شما بیشتر نشود و هم اینکه او بتواند توانایی‌هایش را دوباره پیدا کند.


قابلیت اعتماد به مدیر
در تحقیقی که چند ماه قبل توسط شرکت رندستاد (Randstad) صورت گرفت، قابلیت اعتماد و داشتن احساس امنیت شغلی از مهم‌ترین عواملی بود که در نظرسنجی به آن اشاره شد. بسیاری از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی، معتقدند که نه تنها وجود این دو عامل باعث ایجاد محیط کاری بهتر می‌شود، بلکه پیشرفت شرکت هم به این دو عامل وابسته است.هوش هیجانی، مانند توانایی ابراز احساس همدلی، بیطرفی و کسب اعتماد در میان کارکنان، از الزامات محبوب شدن یک مدیر است. اگر می‌خواهید در دل کارمندانتان جا باز کنید، هرگز زیر حرف‌تان نزنید! هیچ وقت قولی ندهید که نتوانید آن را عملی کنید. این کار باعث می‌شود تا کارمندان به شما اعتماد کنند. آینده کاری و حرفه‌ای و در نتیجه زندگی کارکنان شما تا حد زیادی به شما بستگی دارد. آنها باید بتوانند به شما اعتماد کنند. رفتار شما تاثیر بسزایی بر ایجاد دلگرمی در کارمند شما دارد. ارتباط اجتماعیِ قدرتمند یک مدیر می‌تواند زمینه ساز این اعتماد و انگیزه در کارمندانش باشد. اگر شما به تمام مهارت‌ها و تکنیک‌های کسب و کارتان واقف باشید، اگر همیشه دانش و تخصص‌تان را هم به روز کرده باشید، ولی نتوانید کارمندان‌تان را کنترل کنید، هرگز یک مدیر موفق نخواهید بود.


انرژی مثبت بدهید
همه ما می‌دانیم که انرژی منفی چه تاثیر بدی دارد. حرف‌های مایوس کننده به راحتی تمام انرژی‌تان را از شما می‌گیرد و انگیزه شما را برای یک روز خوب از بین می‌برد. آن روی سکه هم همین خبر است! انرژی مثبت و حرف‌های خوب و امیدوار کننده، باعث می‌شود که احساس خوب، خلاقیت و انرژی شما را برای یک روز خستگی ناپذیر تامین کند. اگر نمی‌خواهید پول خرج کنید (!) به کارمندتان انرژی مثبت هدیه دهید. احساس خوبی که شما به کارمندتان تزریق می‌کنید، مثل یک سفر خوب به آنها نیروی تازه می‌بخشد. یک بار این را امتحان کنید. پاسخی که در عمل از کارمندتان می‌گیرید دوست خواهید داشت!


 
دلم میخواست
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز ٤ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

دلم میخواست میتونستم داد بزنم به خودم که این حق من است

دلم میخواست میشد فریاد بزنم بر سر خودم که این هم حق من است

دلم میخواست خدا را میدیدم و بهش میگفتم تو گفتی که خیلی کارم درسته، ولی کو؟؟؟؟

زیادی مؤدب بودن و حقوق دیگران را رعایت کردن یعنی خودکشی کردن، یعنی خود را ضایع کردن، یعنی خود را پیر کردن، یعنی یعنی یعنی اینکه خیلی هم درست نبوده این کاری که تو کردی....

چی شد؟ چیزی نشد، با خودم بودم


 
و چه زیبا نگاشته فریدون مشیری
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

نگاه‏ها همه سنگ است

و قلب‏ها همه سنگ، چه سنگبارانی!

گیرم گریختگی همه عمر، کجا پناه بری؟

خانه خدا هم سنگ است...


 
بهار مبارک
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

فرا رسیدن فصل شادی بخش و نشاط آور بهاران و حیات دوباره‌ی زمین که نشانه‌ای از قدرت و رحمت الهی است، خجسته و مبارک باد.


 
دکتری شیری و یک سایت فوق العاده
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

میخوام یک سایت بسیار عالی برای همه گروههای سنی از نوجوان و جوان گرفته تا میانسال و کهنسال معرفی کنم که یک دنیا واقعیت و تجربه در این سایت اومده....

http://doctorshiri.com

یکبار امتحان کافیه!

ارزوی عمر باعزت برای استاد بزرگوار، دکتر شیری دارم.

 


 
 
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۳٠ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

مدت‌ها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت،

کثیف می‌شوی

و از همه مهم‌تر، خوک از این کار لذت می‌برد. (جرج برنارد شاو)


 
 
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱٧ مهر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

17 مهر- 9 اکتبر روز جهانی پست مبارک!

پست ارتباط ماندگار


 
 
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

اگر حس روییدن در تو باشد، حتی در کویر هم رشد خواهی کرد

There is a way, when there is a will


 
کاش
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ٧ اسفند ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

امروز میخوام چند تا کاش بنویسم....

ای کاش ... دروغ نبود

ای کاش ... زندگی نقش بازی‌کردن نبود

ای کاش ... دوست داشتن نبود

ای کاش ... قهر نبود

ای کاش ... پدرم زنده بود

ای کاش ... می‌شد فراموش کرد

ای کاش ...

ای کاش ای کاش ای کاش ... کاش‌ نبود

  


 
انسان
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ بهمن ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: اندیشه

فرزانه کسی است که خدا را دوست می‌دارد و او را می‌ستاید. شایستگی آدمی ریشه در کردار و اندیشه او دارد، نه در رنگ، باورها، نژاد و یا اعقاب او: زیرا از یاد مبر دوست من، که فرزند آگاه یک چوپان برای یک ملت، گرامی‌تر از وارث ناآگاه تاج و تخت پدر است. آگاهی، تنها نشانه شرافت توست، مهم نیست که فرزند کیستی و از کدام نژادی. (جبران خلیل جبران)


 
روز جهانی پست بر دوست داران نامه مبارک
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱٧ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

روزت مبارک، ای پستچی مهربان

 

 


 
تو همانی که می‌اندیشی
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله‌ای کوه را به لرزه درآورد و باعث شد که یکی از تخم‌ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه‌ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.

مرغ و خروس‌ها می‌دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید. یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد . جوجه عقاب مانند سایر جوجه‌ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده‌اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می‌زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می‌کرد، متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می‌گرفتند و پرواز می‌کردند. عقاب آهی کشید و گفت ای کاش من هم می‌توانستم مانند آنها پرواز کنم.

مرغ و خروس‌ها شروع کردند به خندیدن و گفتند تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد؛ اما عقاب همچنان به خانواده واقعی‌اش که در آسمان پرواز می‌کردند، خیره شده بود و در آرزوی پرواز به‌سر می‌برد. اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می‌گفت، به او می‌گفتند که رویای تو به حقیقت نمی‌پیوندد و عقاب هم کم‌کم باور کرد.

بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سال‌ها زندگی خروسی، از دنیا رفت.

تو همانی که می‌اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی؛ به دنبال رویاهایت برو و به یاوه‌های مرغ و خروس‌های اطرافت فکر نکن


 
تولد
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٩ تیر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

امروز نوزادان زیادی در گوشه و کنار ایران به دنیا اومدند و قدم به این دنیای خاکی گذاشتند،

یکی از این نوازدان، پدرش مدیر کل هست و اطرافیانش تولد این نوزاد را با ارسال تاج گل به پدر این نوزاد تبریک می‌گویند و و اما پدر یکی دیگر از این نوزادان آبدارچی یک اداره است و اطرافیانش تولد این نوزاد را با جمع کردن مقداری پول ( تازه اگر همه شریک بشوند) بدون هیچ گونه دبدبه و کب‌کبه به پدرش می‌دهند تا جبران بخشی از هزینه های پدر شود.......

امان از من، امان از اطرافیانم.......

این چه عدالتی است....

فرق این دو تا نوزاد چیست.....

دلم گرفته از خودم و مردمان سرزمینم......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


 
روز پدر مبارک
ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱٤ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

میلاد مولود کعبه"حضرت علی (ع)" و روز پدر بر بابای خودم و همه باباهای مهربون و خوب مبارک باد.

پدرم، روحت شاد!

دوستت دارم!


 
 
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

Elini son defa yanağıma koy
İstemiyorsan giderim giderim
Serin bir sonbahar akşamında
Söz ismini unutur silerim silerim
Tuttuğun kalem olsa yüreğim ellerin.
Bir defa daha yazsan bebeğim bebeğim bebeğim
Uğruna döktüğüm göz yaşları için
Yağmurdan özür dilerim
Serin bir son bahar akşamında
Söz ismini unutur silerim silerim.
Eğer bir masal perisi girerse
Rüyalarına öldü dersin gül
Güzelim tılsımını kay betti.
Uğruna döktüğüm gözyaşları
İçin yağmurdan özür dilerim
Dilerim serin bir son bahar akşamında
Söz ismini unutur silerim silerim.
Tuttuğun kalem olsa yüreğin
Ellerim birdefa daha yazsa bebeğim bebeğim


 
 
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ٥ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

اناری را میکنم دانه

به دل میگویم

کاش این مردم دانه های دلشان پیدا بود


 
 
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ٢٤ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

روح من برای من رفیقی است که مرا، هنگام روزهای سخت و سنگین، دلداری می‏دهد؛ و هنگام فزونی یافتن غم‏های زندگی تسکین می‏بخشد.

کسی که همدم روح خود نباشد، دشمن مردم است. کسی که در خویشتنِ خویش دوستی را نمی‏یابد، آکنده از  نا امیدی خواهد مرد. زیرا زندگی از درون انسان می‏جوشد، نه از بیرونش. (جبران خلیل جبران)


 
من
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ٥ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

درباره من هر چه می‏خواهی بگو! فردا درباره تو قضاوت می‏کند،

و گفته‏های تو شاهدی است در حضور محکمه و گواهی است در پیشگاه عدالت. (جبران خلیل جبران)

من نمی‏توانستم سخن بگویم، بنابراین، به سکوت پناه بردم، زیراکه تنها زبان دل آدمی است. (جبران خلیل جبران)


 
مناجات
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ٩ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

الهی! صبر از من رمید و طاقت من شد سست،

تخم آرام کِشتم، بیقراری رست.  

نه  خرسندم نه صبور، نه مهجورم و نه رنجور.

الهی! تو منزلی و دوستان تو راه، پس نه دل عذرخواه است و نه زبان کوتاه.

الهی! آفریدی ما را رایگان و روزی دادی ما را رایگان،

بیامرز ما را رایگان که تو خدایی نه بازارگان.


 
بهره وری
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢۱ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

پیتر دراکر:

هیچ چیز بی‌بهره‌تر از آن نیست که کاری غیرضروری را بهر‌ه‌ورتر سازید

بسی تأسف دارد که مصداق این جمله را در سازمانها همواره مشاهده میکینم، نظرتان چیست؟  


 
عید مبارک
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۸ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

حلول ماه عید و شادی مسلمین است
پایان ماه روزه، برای صائمین است

 نشاط و افتخار و شادی و سربلندی
از محک الهی برای مؤمنین است 


 
10 قانون زندگی
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ٦ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

قانون یکم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.
قانون دوم: در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی کنید.        
قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یک سلسله دادرسی، خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناکام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.
قانون چهارم: درس آنقدر تکرار می‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع کنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید.    
قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست که در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید.        
قانون ششم: قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا نکنید،سرزنش نکنید،تحقیرو مسخره نکنید، وگرنه سرتون میاد. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند شما چکار می‌کنید.    
قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه منعکس کننده چیزی باشد که درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید.
قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این که با آنها چه می‌کنید، بستگی به خودتان دارد.         
قانون نهم: جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید، گوش بدهید و اعتماد کنید.         
قانون دهم : خیرخواهِ همه باشید تا به شما نیز خیر برسد.


 
 
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ٩ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد.   
یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.   
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.    
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد. نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.     
پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود. برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد.  
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد. صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.

زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!  نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.
در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتر و تمام مهارتی که در کار داشت را برای ساخت آن بکار می برد.  
یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.

 این داستان ماست.           
ما زندگیمان را می سازیم. هر روز میگذرد. گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و  اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.    
اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، ممکن نیست. آری ، درست است . 
شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده می‌شود.          
یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.

مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید


 
روزت مبارک
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ٢٥ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

زین سبب پیغمبر با اجتهاد

نام خود و آن علی مولا نهاد

کیست مولا آن که آزادت کند

بند رقیت ز پایت بر کند

هدیه‌ای به پدرم

پدر، عشق تو مثل لطافت و زیبایی یک روز قشنگ بهاری است.

پدر، یاد تو مثل بی‌خیالی و راحتی یک روح سبکبال، در گردش یک روز خوش آب و هوای تابستانی است.

پدر، فکر به تو مثل گرمای کنار هیزمی سرخ شده از آتش، در یک روز سرد زمستانی است. پدر، امنیت در تو مثل آغوش گرم مادری پر مهر، برای فرزندی ترسان از دنیای ناشناخته‌هاست.

پدر، کلام تو مثل مشعلی روشن و فروزان، در تاریکی راه‌های مخوف و پر پیچ و خم زندگی است.

پدر، روح تو مثل آرامش و سکون، بعد از یک جابجایی مکان، از زمانی تا به ابدیت است.

پدر، سپر تو نه مثل، بلکه خود عشق، خود امنیت، خود کلام و خود نجات توست.


 
به یاد پدر، دوستت دارم
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: پدرم، بابا علیرضا

١٩ اردیبهشت 1379

11 سال پیش

باورم نمیشه،چه شب غم انگیزی که بابا رفت و بی او ماندیم و اکنون 11امین سال دوری اش را یاد میکنم.....

کاش بودی!!!!

میان صد غمم داغ تو خالی است
که بی تو داغ تو جا می کــنم من

پدرم! عشق و محبت و ایثار و قلب پاکت را می ستایم و تا فراسوی سرزمین عشق غزل، غزل سپاس نثارت میکنم.


 
خدایا
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: خدایا ، یا سریع‌الحساب

یا لا اله الا انت = ای آنکه نیست خدای سزای پرستش مگر تو.

یا احکم الحاکمین = ای راست داورتر داوران.

یا ارحم الرّاحمین = ای بخشاینده تر بخشایندگان.

یا اَحسن الخالقین = ای نیکو نگارنده تر نگارندگان.

یا اسرع الحاسبین = ای زود شمارتر شمار کنان.

یا خیر الرّازقین = ای بهترِ روزی دهان.

یا خیر الغافرین = ای بهترِ آمرزندگان.

یا خیر الناصری = ای بهترِ یاری کنان.

یا ذالجلال و الاکرام = ای خدای بزرگواری و بزرگی و بزرگوار کردن.

یا ذالفضل العظیم = ای خداوند فضل بزرگ.

یا ذالعرش المجید = ای خداوند تختِ بزرگوار.

یا ذالقوة المتین = ای خداوند نیروی استوار.

یا رفیع الدرجات = ای بردارنده پایگاه ها.

یا سریع الحساب = ای زودشمار.

یا عالم الغیب و الشهاده = ای داننده ناپیدا و پیدا.


 
عشق خداوند-مرحمت خداوند
ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: عشق خداوند

چند سال پیش، در یک روز گرم تابستان ، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش می‌کرد و از شادی کودکش لذت می‌برد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می کرد.       
مادر وحشت‌زده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد . پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود؛ تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد، مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت می‌کشید ولی عشق مادر آنقدر زیاد بود که نمی‌گذاشت پسر در کام تمساح  رها شود. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد؛ پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند. پاهایش با آرواره‌های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخن‌های مادرش مانده بود.     
خبرنگاری که با کودک مصاحبه می‌کرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخمها را نشان داد ، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت،

 

"این زخمها را دوست دارم، اینها خراشهای عشق مادرم هستند."

گاهی مثل یک کودکِ قدرشناس،  خراش‌های عشق خداوند را به خودت نشان بده ؛
خواهی دید چقدر دوست داشتنی هستند

 


 
 
ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ٢٢ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

به قصد جان من زار ناتوان انداخت

سینه‌ام ز آتش دل از غم جانانه بسوخت

آتشی بود درین خانه که کاشانه بسوخت

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق‌کش عیار کجاست


 
ağlama sevdam
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱٧ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

Göz yaşımın her damlası sevgidir
Şu hasretlilik zor gelsede çekilir
Bir gün olur bu acılar silinir
Ağlama sevdam ağlama sevdam ağlama

Benden ayrı gezme gülüm amandır

Sensiz benim gönül evim talandır
Bu dünyada bir muhabbet kalandır
Ağlama sevdam ağlama sevdam ağlama
Hasretinden ateş yutmuş gibiyim
Ağlama sevdam ağlama sevdam ağlama 


 
بهاران خجسته باد
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ٢٩ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

مژده ای دل که  دگرباره بهار آمده است           خوش  خرامیده  و  با حسن  و  وقار آمده است

بهار آمد و بر ماست با قلبی سرشار از دوستی و مهر، لبریز از محبت و امید و در ظل توجهات حضرت ولی‌عصر به استقبالش رفته و حضور

سبزش را تبریک بگوییم. 

 

             بیاییم به ترنم لحظه‌ها دل بسپاریم و مشتاق روییدن و شکفتن باشیم تا بهار میهمان باغ دلمان شود.


 
← صفحه بعد